علل ناکامی نظریه‌های پیری‌شناسی اجتماعی در تبیین بازنشستگی ورزشی

نوع مقاله : سایر موضوعات مرتبط با ورزش قهرمانی

نویسندگان

1 گروه مدیریت ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران

2 دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، گروه مدیریت ورزشی

3 گروه مدیریت ورزشی، دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزشی، دانشگاه علامه طباطبایی تهران

چکیده

پژوهشگران از نظریه‌های متعددی برای توصیف و تبیین بازنشستگی ورزشی استفاده کرده‌اند. ‌هدف از پژوهش حاضر بررسی و مروری تحلیلی بر نظریه‌های پیری‌شناسی اجتماعی و کاربردپذیری آنها در عرصه بازنشستگی ورزشی است. پژوهش حاضر به روش مروری در فاصله سال‌های 1398 تا 1399 انجام گرفت. چهار نظریه‌ فعالیت، متارکه روابط، تداوم و فروپاشی اجتماعی همراه با شواهد پژوهشی مرور و بررسی شدند. نتایج نشان داد انتقادات متعددی به این نظریه‌ها وارد شده است که حول سه محور اساسی استوارند: 1) نقش عوامل مختلف مانند منابع، محیط، ویژگی‌های فردی و عوامل ساختاری در این نظریه‌ها نادیده گرفته شده‌اند، 2) به دلیل توسعه این نظریه‌ها در جوامع غیر ورزشی، تعمیم آنها به گروه‌ها و جوامع ورزشی به راحتی میسر نیست، 3) بازنشستگی ورزشی تفاوت فاحشی با بازنشستگی از سایر مشاغل دارد که کاربرد این نظریه‌ها را در ورزش با دشواری مواجه می‌سازد. به طور کلی می‌توان گفت که هیچ یک از این نظریه‌ها به طور جامع و کامل ماهیت پدیده بازنشستگی ورزشی و تجربیات ورزشکاران بازنشسته را مورد پوشش قرار نمی‌دهند و کارایی آنها در ورزش مورد تردید قرار گرفته است. با این وجود نظریه‌های پیری‌شناسی اجتماعی نقش مهمی در پیشرفت مطالعات بازنشستگی ورزشی ایفا کرده‌اند و زمینه‌ای برای ارائه نظریه‌های جدید مهیا ساخته‌اند. به همین دلیل به پژوهشگران پیشنهاد می‌شود دانش و اطلاعات خود را نسبت به این مفاهیم و نظریه‌ها بیفزایند تا در نظریه‌پردازی که یکی از نیازهای این علم نوپاست موفق‌تر عمل نمایند.

کلیدواژه‌ها

دوره 2، شماره 5 - شماره پیاپی 5
مطالعات فرهنگی اجتماعی المپیک
زمستان 1399
صفحه 31-50